اکتشاف از غرب به شرق ماداگاسکار
11 شب و 12 روز تا آبان 1404- صبحانه
- نهار
- شام
- بیمه مسافری
- گرفتن ویزا
- میان وعده
- سه وعده غذایی و خدمات
- پرداخت ورودیه ها
- راهنما فرودگاه
- گشت تاریخی
- گشت طبیعی
- ترانسفر فرودگاهی
- راهنما تور
- ویزا توریستی
-
روزورود به آنتاناناریوو یا همان تانا (ANTANANARIVO-TANA)
همسفرای لاچینی سلام
از اینکه با ما در سفر به جزیره استثنائی ماداگاسکار (Madagascar) همسفر هستید خیلی خوشحالیم.
ما چند روز قبل از شروع سفر در واتس اپ (WhatsApp) کانالی جهت اطلاع رسانی و پشتیبانی راه اندازی خواهیم کرد که تمام شما مسافرین عزیز به همراه راهنمای فارسی زبان و تیم عملیاتی و پشتیبانی ما در ایران در آن حضور خواهند داشت. در این کانال اطلاعات ضروری و جالب مربوط به سفر با شما به اشتراک گذاشته خواهد شد. پس نگران هیچ چیز نباشید و فقط یک خواننده خوب و کنجکاو باشید.
نکته مهم قبل از خرید بلیط:
با توجه به اینکه پرواز شما در این مسیر با انتخاب شما میتواند خطوط هواپی امارات و یا خطوط هوایی ترکیش باشد, ساعت حضور شما در فرودگاه متفاوت خواهد بود. اجازه دهید برای شما از مزایا و معایب پرواز با این دو خطوط هواپی به مقصد ماداگاسکار بگوئیم. مجددا یادآوری میکنیم که کل گروه فقط با یک خطوط هوایی و یک تاریخ و ساعت پروازی باید به سمت مقصد حرکت کند. ما در انتخاب پرواز به شما کمک خواهیم کرد.
خطوط هوایی ترکیش: این پرواز هم نرخ بالاتری نسبت به خطوط هوایی امارات دارد و هم مسافت پروازی آن طولانی تر است. با این پرواز شما به استانبول رفته و از آنجا به آنتاناناریوو پایتخت ماداگاسکار پرواز خواهید داشت. این پرواز در جزیره موریس (Mauritius) توقفی کوتاه برای سوخت گیری خواهد داشت. این پرواز شب قبل روز تور شما خواهد بود و باید عصر روز قبل به فرودگاه رفته و در فرودگاه تهران به گروه بپیوندید.
خطوط هواپی امارات: این پرواز هم نرخ مناسب تری دارد و هم مسیر پروازی کوتاهتری دارد. این پرواز در ساعات اولیه بامداد روز تور شما خواهد بود و باید شب قبل به فرودگاه رفته و به گروه بپیوندید. با این پرواز شما به دبی رفته و از آنجا به آنتاناناریوو پایتخت ماداگاسکار پرواز خواهید داشت. این پرواز در جزیره سیشل (Seychelles) توقف کوتاهی خواهد داشت. برای این پرواز باید عصر روز قبل به فرودگاه رفته و در فرودگاه تهران به گروه بپیوندید.
قسمت اول:
فرودگاه امام خمینی و دیدار با راهنمای سفر
در این سفر با توجه به بلیط خریداری شده سعی میکنیم 3 الی 4 ساعت قبل از پرواز در فرودگاه امام خمینی تهران ((IKIA) Imam Khomeini International Airport) و در سالن پروازهای خروجی (Departure) جلوی باجه اطلاعات (Information) حضور داشته و با راهنمای فارسی زبان و متخصص مان دیدار کنیم.
نکته مهم اینجاست که کل گروه باید با یک خطوط هواپی و در یک ساعت پروازی حرکت کنند تا امکان ترانسفرهای فرودگاهی در غالب گروه وجود داشته باشد. در فرودگاه به همراه راهنمای سفرمان به کانتر (محل تحویل چمدان ها و گرفتن کارت پرواز) و گیت پرواز (محل سوار شدن به هواپیما) مراجعه خواهیم کرد. در این حین میتوانیم با هم بیشتر آشنا شده و با ایجاد فضایی صمیمانه و سرشار از روحیه تیمی, قدمهای اول یک تور هیجان انگیز و پرنشاط را برداریم.
قطعا حضور به موقع همه ما در فرودگاه ضمن احترام به سایر همسفران و خود, این امکان را به راهنمای ما میدهد که صندلی های کل گروه را در هواپیما تا حد امکان نزدیک به هم گرفته تا حتی در پرواز هم کنار همدیگر باشیم و از ساعات پرواز بیشترین لذت را ببریم.
پرواز خوبی داشته باشید.
قسمت دوم:
فرودگاه دبی (امارات متحده عربی) یا فرودگاه استانبول (ترکیه)
قبل از رسیدن به دبی یا استانبول باید به چند نکته مهم دقت کنیم و آن ساعتپرواز, شماره گیت و شمارهکانتر پرواز بعدیمان است که از دبی یا استانبول به سمت آنتاناناریوو (Antananarivo) پایتخت ماداگاسکار میباشد. اطلاعاتش را میتونید در کارتپرواز دوم خود مشاهده کنید.
راهنمای ما متخصص این موضوع بوده و میتوانیم از او کمک بگیریم. ممکن است بین دو پرواز فرصت زیادی برای گشتوگذار در فرودگاه جذاب دبی یا استانبول نداشته باشیم, توصیه ما این است که بدون اتلافوقت و بلافاصله بعد از پیاده شدن به دستورالعملهای راهنمای سفر دقت کنیم و اجازه بدهیم که ایشان مارا سریعا بسمت گیت و کانتر پرواز بعدیمان راهنمائی کنند. پس بهتر است که بصورت گروهی وهمراه با راهنمایمان به سمت کانترها و گیت ها حرکت کنیم و از هم جدا نشویم. بعد از سوار شدن از پروازتان لذت ببرید. داشتن بالش دورگردنی و کتاب و... در کنار سایرامکانات رفاهی خود هواپیما میتواند پرواز را دلچسبتر کند. موافقید؟
قسمت سوم
به قاره آفریقا و جزیره ناشناخته ها, ماداگاسکار خوش آمدید.
بعد از ورود به فرودگاه بین المللی ایواتو (Ivato International Airport) در شهر آنتاناناریوو (ANTANANARIVO) یا همان تانا (Tana), راهنمای سفرمان را برای امور روادید (ویزا) فرودگاهی ماداگاسکار همراهی میکنیم. اینجا باید کمی صبور و با حوصله باشیم. بعد از اتمام تشریفات ویزا و عبور از آن با راننده یا نماینده بومی انگلیسی زبان ما در فرودگاه دیدار میکنید و بعد از استقبال, با هم به سمت اقامتگاه محل اقامت تان حرکت میکنید.
اینجاست که از شما میخواهیم کل ذهن و روح خود را از تمامی پیش داوری ها و ذهنیت های قبلی حاصل از رسانه ها و فیلم و مستندها خالی کنید و تمامی 5 حس خود را به کار ببرید و این قاره را به صورت فردی و شخصی و بدون هیچ روتوش و سانسوری کشف کنید. قدم اول استنشاق هوای اقیانوس هند خواهد بود که بعد از گذر از نوار سرسبز غربی جزیره به تانو رسیده است.
بعد از سوار شدن به ماشین و مطمئن شدن از قرار گرفتن لوازم سفر در باربند یا صندوق خودرو به سمت اقامتگاه خود حرکت خواهیم کرد. اینجاست که ماجراجوئی فرودگاهی ما به اتمام رسیده است. میدانیم که کمی خسته شده و نیاز دارید استراحت کنید ولی هنوز به میانه اولین روز سفرمان هم نرسیده ایم. بسته به تعداد نفرات گروه ترانسفر فرودگاهی میتواند با چندین خودروی سواری یا ون یا مینی بوس باشد. در مسیر فرودگاه به اقامتگاه, زیباییهای شهر و محیط را از دست نمیدهیم. از راننده هم میخواهیم که اگر مسیر طولانی است در پخش موزیک خساست به خرج ندهد یا به توضیحات راهنما گوش خواهیم داد. بعد از رسیدن به هتل و پیاده کردن چمدان ها و لوازم سفرمان منتظر میمانیم که راهنمایمان اتاق ها را تحویل بگیرد. در این مدت میتوانیم وقت را از دست نداده و در لابی کمی استراحت کنیم و حتی در بار اقامتگاه از خودمان پذیرائی کنیم. قطعا برای خستگی به در کردن پیشنهاد بدی نخواهد بود.
راستی: انعام راننده که یادمان نمیرود؟! کار قشنگیست نه؟!
یادمان نرود که از ساعات صبحانه و سایر خدمات اقامتگاه آگاه شویم و قبل یا بعد از تحویل گرفتن اتاق ها بد نیست چرخی در اقامتگاه بزنیم و با فضاهای داخلی و بیرونی آن آشنا شویم. در روزهای اول خیلی خوب است که یک نقشه تهیه کنیم یا از قبل آن را در گوشی همراه دانلود کرده باشیم. راههای دسترسی به هتل را با پذیرش هتل ویا راهنمایمان چک کنیم. از طرفی دقت کنیم که پول اضافی و پاسپورتهایمان را در گاوصندوق (Safe Box) هتل قرار دهیم و با دردست داشتن کارت اقامتگاه از آن خارج شویم.(هر نفر یک کارت)
امشب را خوب استراحت میکنیم تا برای گشت های روز بعد انرژی خوبی ذخیره کنیم.
مسافت از فرودگاه تا دورترین اقامتگاه: 5 کیلومتر – 10 دقیقه
توجه: برنامه ممکن است بسته به برنامه پرواز تغییر کند.
مشاهده بیشتر -
روزآنتاناناریوو – موروندآوا
قسمت اول:
بعد از صرف صبحانه و تحویل اتاق ها ماجراجویی جزیره ماداگاسکار ما آغاز خواهد شد. به همراه راهنما به سمت فرودگاه حرکت کرده و با پرواز ماداگاسکار ایرلاین به سمت غرب جزیره یعنی شهر ساحلی موروندآوا (Morondava) , مرکز منطقه منابه (Menabe Region) پرواز میکنیم. راهنمای بومی ما در فرودگاه موروندآوا منتظر ما میباشد.
مسافت از دورترین اقامتگاه تا فرودگاه آنتاناناریوو: 5 کیلومتر – 10 دقیقه
مدت زمان پرواز: حدود یک ساعت
مسافت از فرودگاه موروندآوا تا دورتزین اقامتگاه: 7 کیلومتر – 20 دقیقه
قسمت دوم:
با توجه به ساعت پرواز داخلی فرصت این را خواهیم داشت که گشتی در بازار و ساحل نزدیک اقامتگاه مان در نوسی کلی (Nosi Kely) بزنیم.
نوسی کلی (Nosi Kely) که به خاطر ساحل وسیع و بزرگ ماسه سفیدش معروف است، توریستیترین مکان در مورونداوا است که در آن هتلها، رستورانها و بارها کنار هم جمع شده اند و فضاها و امکانات برای هر سطحی از بودجه وجود دارد، یک خانه ییلاقی ساده یا اقامتگاه با سوئیتهای لوکس، استخر و اسپا (SPA).
سعی کردیم که اقامتگاهمان کنار ساحل باشد. با توجه به وضعیت جزر و مد در کانال موزامبیک (Mozambique Channel) با زورق (Dagout) های بدوی چوبی دستساز بومیان که از کنده و تنه درختان بزرگ تراشیده شده است, از طریق دریا به روستای بتانیا (Fokontany Betania) خواهیم رفت.
بتانیا (Betania) , شبه جزیره ای است که در نزدیکی شهر موروندآوا ، دقیقاً روبروی نوسی کلی، توریستی ترین قسمت منطقه منابه (Menabe Region) واقع شده است. هنگام حضور در این مقصد گردشگری در جنوب غربی ماداگاسکار، گشت و گذار در این دهکده ماهیگیری یعنی روستای بتانیا (Fokontany Betania) را نباید فراموش کرد یا از دست داد. پس امیدواریم که هم پرواز تاخیر نداشته و به موقع برسیم و هم جزر و مد شرایط سفر آبی را برای ما محیا کند.
توجه: برنامه ممکن است بسته به برنامه پرواز تغییر کند.
مشاهده بیشتر -
روزموروندآوا – بلو سور تِسیریبیهینا – بکوپاکا
قسمت اول:
صبحانه را در هتل می خوریم و آماده حرکت به سمت بکوپاکا (Bekopaka) می شویم. بعد از تحویل اتاق ها از موروندآوا خارج شده و به گذرگاه و خیابان معروف بائوباب ها (Allée des Baobabs - Baobab Avenue) خواهیم رفت. امیدواریم که شب گذشته دوربین های خود را کاملا شارژ کرده باشید. در مسیر بازگشت هم، چند بار آنجا توقف خواهیم کرد تا چند عکس زیبا از این مناظر باشکوه بگیریم.
خیابان افسانه ای بائوباب ها (یا بهتر بگوییم شیب غبارآلود) در جاده بین مورونداوا (Morondava) و بلو سور تسیریبینها (Belo Sur Tsiribihina) در غرب ماداگاسکار و در استان منابه (Menabe) است. در امتداد جاده بین این دو شهر، درختان عظیم و با ابهت بائوباب را می توانید پیدا کنید، تنها قسمت کوچکی به طول 250 متر به دلیل تارنما و منظره فتوژنیک آن به خیابان بائوباب معروف است. این درختان که تا ارتفاع 30 متری قد کشیده اند متعلق به گونه آدانسونیا گراندیدیِری (Adansonia Grandidieri) هستند که به عنوان نماد ماداگاسکار در نظر گرفته می شوند. برخی از این درختان غول پیکر بیش از 800 و 1000 سال است که در این جزیره مقیم هستند.
تا قبل از سال 2005 منطقه خیابان بائوباب ها حفاظت شده نبوده و بعد از آن تاریخ , سازمان غیردولتی فانامبی (Fanamby) از این منطقه مراقبت می کند. کل منطقه حفاظت شده 3.2 کیلومتر مربع را پوشش می دهد و شامل یک نهالستان درخت برای احیای جنگل می باشد. بائوباب ها همیشه به این صورت تنها و رها و پراکنده در محیط نبوده اند. بهره برداری و قطع گسترده جنگل های سابق, اطراف بائوباب ها را دهه ها پیش اینگونه خلوت و از بین برده است. موسسه فانامی همچنین بائوباب هاب کوچک آدانسونیا گراندیدیری را در نزدیکی خیابان رشد می دهد تا میراثی برای از ما برای آیندگان باشد. برای محافظت از این نهال ها، حصارهای کوچکی در اطراف بائوباب های جوان گذاشته می شود. تا به امروز، این منطقه حفاظت شده کوچک حدود 330 بائوباب دارد.
خیابان بائوباب یک جاذبه جادویی برای عکاسان از سراسر جهان است - مطمئناً شما هرگز به تنهایی عکس های خود را در این مکان کوچک در ماداگاسکار ثبت و به سلفی اکتفا نخواهید کرد. در ضمن یک پارکینگ و یک مرکز اطلاعرسانی کوچک درست کنار این گذرگاه راه اندازی شده است.
مسافت از هتل تا گذرگاه و خیابان معروف بائوباب ها (Allée des Baobabs - Baobab Avenue): 22 کیلومتر –45 دقیقه
توصیه ما:
چند کیلومتر دورتر از این گذرگاه، بائوباب عشق (Baobab of Love - Baobab Amoureux) که ارزش بازدید دارد قرار گرفته است. باید ببینیم برنامه سفرمان به راهنمای ما این اجازه و فرصت را میدهد که به این بائوباب های عاشق که یکدیگر را به آغوش کشیده اند سری بزنیم یا نه! این مکان گردشگران بسیار کمتری را نسبت به گذرگاه بائوباب جذب می کند، زیرا کمی پنهان و دور از مسیر اصلی است.
با تقریبا چهار کیلومتر رانندگی از خیابان بائوباب در جهت موروندآوا، یک تابلوی راهنمایی کوچک بشکل یک سنگ قدیمی روی زمین خواهید دید که دیگر به سختی قابل خواندن است. اینجاست که باید به چپ بپیچید و پنج کیلومتر دیگر جاده را دنبال کرد تا به بائوباب عشق برسید.
مسافت از گذرگاه و خیابان معروف بائوباب ها (Allée des Baobabs - Baobab Avenue) تا بائوباب عشق (Baobab of Love - Baobab Amoureux) : 8 کیلومتر – 15 دقیقه
قسمت دوم:
سپس ما به سمت شمال و پارک ملی سینگی بِماراها (Tsingy de Bemaraha National Park) که توسط یونسکو به عنوان میراث جهانی بشریت طبقه بندی شده است حرکت می کنیم و در مسیری نسبتا ناهموار (اما تنها مسیر موجود که به این سایت می رسد) رانندگی می کنیم. قبل از رسیدن به روستای بکوپاکا (Bekopaka) با یک کرجی و قایق محلی کوچک از رودخانه های تسیریبینها (Tsiribihina) و مانامبولو (Manambolo) عبور می کنیم. سپس به اقامتگاه رسیده و بعد از استراحت برای گشت فردا که نیاز به انرژی زیادی داریم آماده میشویم. میراثی که باید دید و آن را ستود.
مسافت از گذرگاه و خیابان معروف بائوباب ها (Allée des Baobabs - Baobab Avenue) تا اسکله باک تِسیمافانا (Port Bac Tsimafana) : 77 کیلومتر – 02:30 ساعت
مسافت از اسکله باک بلو سور تسیریبیهینا (Port Bac Belo Sur Tsiribihina) تا اسکله باک بکوپاکا سینگی (Port Bac Bekopaka Tsingy) : 95 کیلومتر – 3 ساعت
مسافت کل امروز: حدود 210 کیلومتر – مدت زمان پیمایش مسیر بهمراه گشت و گذارها حدود 10 ساعت
مشاهده بیشتر -
روزسینگی بزرگ بِماراها
صبح بعد از صرف صبحانه خود را به سینگی بزرگ بماراها (Bemaraha Grand Tsingy) می رسانیم. و خود را برای یک طبیعت گردی منحصر بفرد آماده میکنیم. پس کفش مناسب و آب معدنی و دوربین و سایر لوازم را فراموش نکنید. امروز نهار را بصورت یک پیک نیک مختصر میل خواهد کرد.
پارک ملی سینگی بِماراها (Tsingy De Bemaraha National Park) یکی از خارق العاده ترین اماکن گردشگری طبیعی دنیاست. سینگی یک کلیسای جامع واقعی از سنگ آهک است و این شبکه متراکم از گسل ها، شکاف ها و بلوک های سنگ آهک تراشیده شده به صورت تیغه های بلند و برنده, یکی از دیدنی ترین مناظر ماداگاسکار را به ما ارائه میدهد.
شکل گیری این توده از دوره ژوراسیک میانی یعنی حدود200 میلیون سال قبل آغاز شد یعنی در دوره ای که دریا هنوز این منطقه از سینگی بماراها را پوشانده بود. سپس این صفحه عظیم پوشیده از مرجان ها و صدف ها خود را از بستر آب به بالا کشاند و از 5 میلیون سال پیش در فضای باز قرار گرفته است. باران با اثر فرسایشی و هیکل تراشانه ی خود توانست خالق این جنگل سنگی و هزار توی آهکی شود و غیر از باران فقط یک ذهن سورئال قادر به تصور چنین مناظری میباشد. قطعا خلق آن خارج از توانایی نسل بشر خواهد بود.
بر اساس برخی افسانه ها، این جنگل از سنگ های خاردار, از زمین بیرون آمد که وازیمبا (Vazimba) (اجداد مالاگاسی) که در این مکان زندگی می کردند از خدایان درخواست می کردند تا به آنها در دنیایی غیرقابل دسترس پناه دهند. سینگی حدود 72400 هکتار از پارک ملی بِماراها را اشغال می کند. از وازیمبا ها بیشتر برایتان خواهیم گفت.
بعد از رسیدن به محل پارک خودرو بهمراه راهنما به دل سینگی میزنیم. با نزدیک شدن به سینگی بزرگ تخته سنگ های تیز شروع به ردیف شدن در مسیر می کنند. در نزدیکی ورودی پارک، مسیر از میان یک غار و شکاف باریک می گذرد که به اندازه کافی پهن است تا بتوان از آن عبور کرد. البته به راهنمای ما بستگی دارد که ازین مسیر عبورمان دهد یا برنامه دیگری برایمان داشته باشد.
در ادامه یک مسیر تنگ از یک شیب لغزنده بالا می رود و به یک منطقه بزرگ باز به نور ختم می شود. برای عبور از اینجا هیچ چیز خیلی فنی وجود ندارد و صعود برای کسانی که به پیمایش های سبک عادت دارند مشکلی ایجاد نمی کند. برخی راهنماها مهارهایی را برای چسباندن به کابل هایی که بخش های شیب دار را می پوشانند، ارائه می دهند که در بسیاری از مناطق واقعاً بیش از حد است.
یک نردبان باریک به عبور از صفحات شیب دار کمک می کند. سایر ابزارها عبارتند از پله های سنگی که در کنار برخی از صخره ها پیچ شده اند. کفش خوب برای سنگ های دندانه دار ضروری است.
در میان این شگفتی و این شهر سنگی سورئال, 6 گونه از لمورها لمور، خزندگان و 53 گونه پرنده منحصربفرد وجود دارند که بعنوان شهروندان سینگی, همانقدر خارق العاده و اشتثنائی هستند. این جنگل آهکی همچنین, محیط زیست یکی از کوچکترین گونه های آفتاب پرست، "بروکزیا پرارماتا" (Brookesia Perarmata) میباشد.
11 گونه از لمورها را می توان در اینجا یافت که از جمله آنها می توان به لمور دکن شیفاک (Deken's Shifakas) ، لمور قهوه ای پیشانی قرمز (Red-Fronted Brown Lemur)، لمور پشمی بماراها (Bemaraha Woolly Lemur Or Cleese’s Woolly Lemur) و غیره اشاره کرد. در این پارک ملی همچنین پنج خانواده خفاش و 103 گونه پرنده منجصربفرد قابل مشاهده هستند. شاخص خزندگان و دوزیستان به اندازه ای است که بماراها دارای 34 گونه است که همه بومی هستند.
در 2 روز پیش رو ، همراه با راهنماها به کشف این شگفتی عظیم و پهناور ماداگاسکار خواهیم پرداخت. در روز اول گرند سینگی (Grand Tsingy) یا همان سینگی بِماراها و در روز دوم رودخانه مانامبولو (Manambolo River) و پتیت سینگی (Petit Tsingy) جزو برنامه ما خواهد بود. گرند یا بیگ سینگی (Grand Tsingy) یا به عبارتی سینگی بزرگ سفری شگفت انگیز و اکتشافانه محسوب میشود.
از هتل واقع در بکوپاکا (Bekopaka) تا بیگ سینگی رانندگی در مسیر خاکی و آفرودی حدوداّ یک ساعت طول می کشد. گشت و گذار در بیگ سینگی از ارتفاعات خارهای سنگ آهک شروع شده و از طریق پل معلق (Suspension Bridge) که در حدود شصت پایی از زمین قرار گرفته است آغاز می شود. از آنجا، مسیرهای پیادهروی مختلف به ما امکان میدهند در دل جنگل خشک آنتسینگی (The Dry Forest Of Antsingy) فرو برویم. در این کاوش از مسیرهای پرپیچ و خم و رازآلود در میان شکاف ها و دره های زیبا و غارهای باریک و کوچک لذت خواهید برد. این گشت و گذار یک چشم انداز بی وقفه از کل نوار کارستی (Karst) را به ما ارائه می دهد. نوک شمالی پارک پر از هزارتوهایی از تونل های زیرزمینی است. پس خیلی مهم است که لوازم عکاسی و فیلمبرداری ما شارژ کامل داشته باشد.
مدت زمان طبیعت گردی: حداقل 5 ساعت
مشاهده بیشتر -
روزسینگی کوچک و رودخانه مانامبولو
سینگی کوچک (SMALL TSINGY) پناهگاهی برای خود طبیعت
بیوسفر در اینجا به عنوان یک استاد و حکمران سلطنت می کند. بر رودخانه مانامبولو(Manambolo) که از قلب پارک ملی بماراها عبور میکند ، قبرهای وازیمباها (Vazimba) وجود دارد که بهعنوان فادی* (Fady) شناخته میشوند. چندین مسیر پیاده روی در پارک ملی وجود دارد که دو مسیر زیر بیشترین بازدید را دارند: ساده ترین راه، مسیری حلقوی در سینگی کوچک است که حدود 3 الی 5 ساعت طول می کشد و می توان آن را به عنوان یک پیاده روی نسبتا سخت توصیف کرد.
اما پیاده روی در مسیری آهنکوب شده (Via Ferrata) با طناب محافظ Rope Protection)) برای هر مسافر، پلهای معلق و غارهای باریک متعلق به مسیر گشت سینگی بزرگ است که برای آن فرد باید در وضعیت سلامتی و فیزیکی خوبی باشد. منظره فوق العاده در بالا و بر سطح سینگی برای هر تلاشی به شما پاداش می دهد. سنگ های تیغه ایی و سوزنی شکل، تا ارتفاع 30 متر، یک منظره طبیعی چشمگیر و منحصر به فرد هستند که در زیر آنها یک شبکه غارهای پیچیده با جنگل های حرا (Mangrove Forests) و حتی دریاچه های کوچک وجود دارد
امروز روز دوم اقامت ما در جوار پارک ملی بماراها میباشد. بعد از صرف صبحانه بهمراه راهنمای بومی, عازم سینگی کوچک میشویم و در رودخانه مانامبولو سوار بر کرجی و زورق های دست ساز بومیان در این مسیر آبی بیشتر از شگفتی های این توده سنگی خواهیم دید. نهار امروز بصورت پیک نیک و مختصر خواهد بود. آب آشامیدنی و لوازم عکاسی و کفش مناسب و لوازم ضروری فراموش نشود.
زورق و کرجی های ما که توسط بومیان متخصص در سفرهای رودخانه مانامبولو ارائه می شود، حدود 13 فوت (4 متر) طول دارند و در عمق کمتر از یک فوت آب قابل قایقرانی هستند (چیزی که با توجه به سطح پایین رودخانه در فصل های متفاوت مهم است. برخی از مواقع چشم انداز اطراف رودخانه بسیار متروک است و عمدتاً درختان کمتر متراکم می باشند.
گاهی اوقات رودخانه دارای صخره های 30-50 فوتی (10-15 متری) خواهد بود که با لایه هایی از خاک رس سفید، قرمز و سبز مختلط است. گاهی از کنار بومیان و کودکان در کنار رودخانه می گذریم و کلبه های پراکنده ای نیز وجود دارد.
گاهی ممکن است در یک نقطه از رودخانه از کنار یک زورق با سه پسر نوجوان بگذریم که یکی از آنها در حال نواختن آهنگی با گیتار است و دو نفر دیگر با هماهنگی کامل با هم می خوانند. البته این رویارویی را نمیتوان تضمین کرد.
ممکن است در مسیر آبی تعدادی پرنده از جمله ماهی خورک رنگارنگ مالاگاسی (Alcedo Vintsioides-Malagasy kingfisher)، زنبور خوار ماداگاسکار (Merops Superciliosus-Olive Bee-Eater)، کورکور سیاه (Milvus Migrans-Black Kite or Milan Noir)، اردک، حواصیل، کلاغ پایی (Corvus Albus) و دیگران را می بینیم.
اما آنچه در رودخانه مانامبولو و بر دیواره صخره ایی کنار رود شگفتی زا و کمی شاید ترسناک باشد مزارهای روباز و قبرهای وازیمبا(Vazimba) میباشد. یک افسانه باستانی می گوید که اولین مردم ماداگاسکار وازیمباها بودند. آنها از راه دور با قایقهایی به این سوی دریای بزرگ آمدند تا سرزمین جدیدی را که ماداگاسکار نامیدند، مستعمره خود کنند. طبق افسانه، آنها خانه خود را در سینگی و صخره های سوزنی تیز بماراها، در غرب ماداگاسکار پیدا کردند. برای رسیدن به سینگی میتوان از رودخانه مانامبولو عبور کرد.
این رودخانه بزرگ عمدتاً توسط بومیان با زورق های چوبی کوچک تردد می شود. به نظر میرسد در لبههای پرشیب صخره زندگی وجود ندارد و با این حال صخرههای سینگی شاهدان خاموش زمان هستند. زیرا در زیر یک برآمدگی صخرهای باریک، تنها در چند کیلومتری روستای بکوپاکا (Bekopaka), نیاکان وازیمباها که در زمانهای بسیار قدیم درگذشته اند، دفن شدهاند
امروز هم استخوان ده ها نفر اینجا آرمیده است. تابوت هایی که وازیمبا در آنها دفن شده بودند مدت هاست که پوسیده شده اند. جمجمهها، استخوانهای بازو و پا تا حدودی توسط شن و ماسه و باد اطراف آن سائیده شده و به رنگ سفید مرواریدی درآمده اند. اما پارچه های تازه و بطری های مشروبات کنار آنها گواه این واقعیت است که حتی امروز هم اهالی مالاگاسی به این محل دفن اجداد خود آمده و آنها را زیارت می کنند و از آنها طلب برکت می کنند.
خارجی ها فقط زمانی مجاز به بازدید از مکان های دفن با استفاده از یک زورق هستند که با روستاییان خاصی از روستای بکوپکا (Bekopaka) همراه باشند. اعتقاد بر این است که روستاییان منتخب، از نوادگان وازیمباهای معروف، ارتباط خاصی با اجداد خود دارند. این بازدید از یک تشریفات ثابت و ساده پیروی می کند. در یک مراسم کاباری* (Kabary) کوچک ، وازاها* (Vazaha) (خطاب به گردشگران سفید پوست) به اجداد معرفی خواهند شد. علاوه بر این، مالاگاسی ها برای بازدید از مقبره ها از اجداد خود اجازه می خواهند.
همه اجازه ورود و حضور در این مقابر را ندارند. بر این اساس، افتخار بزرگی است که اجازه ورود به چنین مقابری از مالاگاسی ها و تنفس تاریخ واقعی آن را داشته باشیم. در این تور شاید شانس دیدار ازین مقابر را داشته باشیم شاید هم نه. جلب رضایتمندی بومیان اهمیت فراوانی دارد و ما سعی در احترام به روش زندگیشان و نیاکانشان داریم. احترام به این باورها و فادی ها برای ما و شما به عنوان یک میهمان و گردشگر باید از اهمیت زیادی برخوردار باشد.
مدت زمان طبیعت گردی: حدود 5 ساعت پیاده روی و 2 ساعت قایق و زورق سواری بر روی رودخانه
بیشتر بدانیم:
*فادی (Fady)
به عنوان یک مسافر در ماداگاسکار، دیر یا زود در مورد فادی ها خواهید شنید. فادی کلمه مالاگاسی برای تابو (Taboo) است و احتمالاً از کلمه اندونزیایی "پدی (Pady)" گرفته شده است. اما تابو تنها معنای این کلمه نیست، بلکه برای مقدس خواندن نیز به کار می رود. فادی ها قوانینی هستند که به موقعیت ها و همچنین افراد، حیوانات، مکان ها یا یک رفتار خاص مربوط می شوند.
به عنوان مثال، مکانی که برای قربانی استفاده می شود و فقط برای افراد خاص باز است، می تواند فادی (مقدس) باشد. اما پوشیدن لباس قرمز در هنگام مراسم خاص مانند مراسم تشییع جنازه نیز می تواند تابو (ممنوع) باشد، در حالی که پوشیدن لباس قرمز در هنگام قربانی کردن یا هنگام درخواست از اجداد برای برآورده کردن آرزو, معمولی است.
تابوهای فادی از دیرباز نقش مهمی در حیات فرهنگی ماهافالی ایفا کرده است. از نظر تاریخی، تابوهای رایج در میان ماهافالی ها شامل ممنوعیت نوشیدن مشروب از یک فنجان یا نشستن بر روی یک تشک مشابه با شوهرشان، ایستادن در حین صحبت با یک پادشاه بود، زنان ماهافالی از نظر تاریخی مجاز به کشیدن تنباکو بودند اما آن را نجوند. در سراسر سرزمین ماهافالی، ورود افراد سفیدپوست ممنوع بود.
اگر کسی موفق به نفوذ به قلمرو می شد، رئیس آن سرزمین به قتل می رسید. پادشاهان این قدرت را داشتند که روی برخی از کلماتی که دیگر هرگز نمیتوانستند توسط اعضای جامعه گفته شوند، تابو بگذارند.
مردم بیشتر تابوها را همراه با داستانها و افسانهها منتقل میکنند که ممکن است منشا این تابو را تقویت کند. به عنوان مثال، لمور های ایندری (Indris) برای بسیاری از ماداگاسكاییها مرموز هستند، زیرا یك افسانه قدیمی میگوید كه ارواح اجداد با این لمورها زندگی میكنند. یکی دیگر از موارد معروف، ممنوعیت اشاره به قبر است. در عوض، در بسیاری از مکانها، از شما خواسته میشود که از مشت گره کرده یا دستی که به طور گسترده باز شده است استفاده کنید تا از همه انگشتان به یک شکل و یک سمت استفاده کنید.
در پارک ملی آنکارانا (Ankarana National Park)، اعضای قبیله مرینا (Merina) اجازه بازدید از غارها را ندارند. این فادی به پادشاهی مرینا برمی گردد، زمانی که مردم از ارتفاعات مرکزی سعی کردند مردم آنتانکارانا (Antankarana) را از سرزمین خود بیرون کنند. آنها به هزارتوی غار آنکارا فرار کردند.
در 12 تپه مقدس آنتاناناریوو، آوردن گوشت خوک ممنوع است و دریاچه ای در نزدیکی کانال دز پانگالانز (Canal Des Pangalanes) نیز همین محدودیت را دارد. دومی همچنین یک فادی دارد که از مردم می خواهد قبل از ورود به قایق دست و دهان خود را بشویند. علاوه بر این، ماداگاسکار دریاچهها و رودخانههای مختلفی دارد که مجاز به حمام کردن در آنها نیستند. ممکن است به دلیل تمساح های مقدس باشد. مانند دریاچه راولوب (Lake Ravelobe) یا به بخاطر برخی مکانها که برای قربانی دارای اهمیت هستند مانند آبشاری کوچک در کوه آمبر.
*کاباری (Kabary) - هنر سخنوری
کاباری مالاگاسی یک سخنرانی شاعرانه است که در مقابل حضار اجرا می شود. ساختار بسیار والایی دارد و متشکل از ضرب المثل ها، اصطلاحات، اشکال بلاغی و بازی با کلمات است.این سبک سخنرانی در اصل توسط رهبران برای اطلاع رسانی به جامعه در مورد زندگی اجتماعی و مدیریت مسائل استفاده می شد. در ماداگاسکار، گذر زمان اغلب نقشی ندارد، اما گفتگوی گسترده با یکدیگر نقشی مهم را در این جامعه ایفا میکند. یکی از این اشکال گفتار و سخنوری به ویژه در جزیره سرخ (ماداگاسکار به دلیل رنگ دائمی مایل به قرمز زمین برهنه اش، لقب جزیره سرخ بزرگ را به خود اختصاص داده است) که بسیار محبوب است, کاباری نام دارد. کاباری کلمه ای است برای سخنرانی ای که برای شنیدن آن افراد زیادی در یک مکان دور هم جمع میشوند. در عین حال، این یک شکل بسیار سنتی از تاریخ شفاهی این سرزمین است که می تواند در موارد مختلف مورد بررسی و استفاده قرار گیرد.
کاباری احتمالاً به پادشاهان اولیه مرینا (The Early Kings Of Merina) در ارتفاعات مالاگاسی برمی گردد. پادشاه آندریانآمپوینیمِرینا (Andrianampoinimerina) قبلاً دوست داشت در آغاز قرن 18 برای مردم سخنرانی کند. از آنجایی که اکثریت قریب به اتفاق شهروندان در آن زمان بی سواد بودند، این سخنرانی ها باید تا حد امکان حاوی اخبار پادشاهی نیز میبود, قطعا چنین کاباری ای آن هم بر این اساس و با این محتوا طولانی می بود و البته زمان بر. تحت حکومت استعماری فرانسه، کاباری به عقب رانده شد، اما با استقلال ماداگاسکار، مجددا زنده شد و اوج پیدا کرد.
هنوز هم امروزه، کاباری در بسیاری از نقاط ماداگاسکار استفاده می شود. این امر به ویژه در جشنها و مراسمها، برای مثال در مراسم تشییع جنازه یا فمادیهانا (بازگشت مردگان) از اهمیت ویژهای برخوردار است. برای جشن ها، حتی سخنور های حرفه ای کاباری به نام Mpikabary وجود دارد. در مراسم عروسی مناطق مرتفع، استخدام چنین سخنورانی برای همراهی در تمام مکالمات و گفتگوهای بین خانواده های زوجین و پشتیبانی و همراهی کلامی برای کل مراسم مرسوم است.
سطح و کیفیت و هماهنگی های بسیاری از جشن ها بر این اساس است که سخنرانش چقدر خوب است. کسانی که برتری دارند و مهارت های بلاغی بالایی از خود نشان می دهند، حتی می توانند به Tompon’ny Kabary، «استاد کاباری» یا Master Of Kabary تبدیل شوند. یک استاد کاباری نباید مخاطبان خود را خسته کند، بلکه باید بتواند آنها را با سخنوری خود مجذوب خود کند.
یک ضربالمثل مالاگاسی میگوید که با یک کاباری خوب، مردم «حتی متوجه ککهایی که آنها را نیش میزنند، نمیشوند».
اما چه چیزی باعث می شود یک سخنرانی به یک کاباری تبدیل شود؟
در کاباری، دقت می شود که به طور مستقیم از نکات محوری موضوع مورد نقد یا بحث نام برده نشود، بلکه همیشه با کلمات زیاد و به شیوه ای بسیار مؤدبانه اطمینان حاصل می شود که شنونده بتواند نتیجه گیری خود را داشته باشد. مهمتر از همه، این شامل یک انتخاب بسیار دقیق و سنجیده و محتاطانه از کلمات است. در انگلیسی، شما آن را «Talking Around The Bush» یا بعیارتی صغری کبری چیدن یا طفره رفتن می نامید، اما کاباری بسیار بیشتر از این حرفها می باشد. کابری هنر عالی طنزآمیز و خردمندانه صحبت کردن بزرگسالان است.
استفاده از انتقاد صریح، سخنان تنفرآمیز، یا کلمات افشاگرانه در کابری مناسب نیست. در عوض، کاباری داستان ها را با استعاره ها و ضرب المثل های مالاگاسی (اوهابولانا - Ohabolana) زینت می دهد و آنها را زنده می کند. معماهای هوشمندانه و در هم آمیخته شده به مخاطب اجازه می دهد تا فعالانه در کاباری شرکت کند. یک کابری خوب می تواند اختلافات را حل کند، درس هایی برای زندگی بیاموزد، اما افسانه ها را نیز منتقل کند و دنیای امروز را با اجدادی که در ماداگاسکار بسیار مورد احترام هستند پیوند دهد. کاباری شکل خاصی از هنری اجتماعی در ماداگاسکار در نظر گرفته می شود.
اساتید کاباری (Tompon’ny Kabary) از شهرت بالایی در جامعه برخوردار هستند و به عنوان مقامات مهم مورد احترام هستند. با این حال، سبک یک کاباری برای دادن وزن ویژه به سخنرانی در یک حیطه و دایره کوچکتری انتخاب شده است. اگر گوینده بخواهد فضا را به ویژه تشریفاتی کند، کاباری می تواند پس از یک سفر موفقیت آمیز یا یک سخنرانی سیاسی پیراسته، خداحافظی با مهمانان باشد. این را باید به عنوان یک شأن و منزلت خاص درک کرد که با یک کاباری مفتخر می شود.
وازاها (Vazaha) - سفیدپوستان
نام وازاها برای سفیدپوستان از کجا آمده است؟ روزی روزگاری، مدت ها پیش، یک پادشاه جوان و همسرش در ساحل غربی ماداگاسکار، در منابه زندگی می کردند. این پادشاه دوست داشت در برابر قوم خود صحبت کند و کاباری ارائه بدهد. یک روز در یکی از کاباری هایش، نوزادی شروع به گریه کرد و وقتی گریه اش متوقف نشد و مادر نتوانست بچه را آرام کند، پادشاه عصبانی شد. چگونه کسی می تواند جسارت قطع کردن چنین کاباری مهمی را داشته باشد؟ سرانجام پادشاه نیزه خود را گرفت و کودک گریان را کشت. مردم او از این عمل ظالمانه وحشت کردند و دیگر او را به عنوان پادشاه نمی خواستند.
پس پادشاه جوان هفت تا از وسائل خود را بسته و به همراه همسرش به سمت جنوب به سرزمین مهافالی حرکت کرد. هنگامی که آنها یک قطعه زمین زیبا پیدا کردند، ساکن شدند و پادشاهی جدیدی را بنا گذاشتند. آنها نام اولین روستای خود را آمپانیهی (Ampanihy) گذاشتند. همسر پادشاه به زودی در انتظار اولین فرزند خود بود و سرانجام او صاحب یک پسر شد. اما شاه نتوانست آرامش پیدا کند. سرانجام برای بار دوم وسایلش را برداشت و به همراه همسرش راهی شرق شد. با این حال، پسر پادشاه باقی ماند و اولین پادشاه مهافالی (Mahafaly) شد.
وقتی زمین زیبای دیگری پیدا کردند، دوباره ساکن شدند و دوباره برای خود پادشاهی ساختند. زن پادشاه فرزند دوم خود را در آنجا به دنیا آورد و این یکی نیز یک فرزند پسر بود. اما با این حال، پادشاه توسط یک بی قراری و دلهره درونی از آنجا رانده شد اما بعد از چند سال تصمیم گرفت برای سومین بار با همسرش زندگی کند. او پادشاهی جدید در جنوب را به پسر دوم خود واگذار کرد که پادشاه آنتاندروی ها (Antandroy) شد.
پادشاه و همسرش به سمت جنوب حرکت کردند تا اینکه به انتهای ماداگاسکار رسیدند. در مقابل آنها فقط دریا قرار داشت و سرانجام پادشاه بهمراه همسرش به مقصد رسیدند و ساکن شدند و پادشاهی سومی را نیز بنا نهاده و فرزند سومی را به دنیا آوردند که او نیز این یک پسر بود و نام او را وازاها (Vazaha) نهادند. اما او به اندازه برادرانش خوش شانس نبود. او در جوانی بیش از حد به دریا می رفت و یک روز دیگر هرگز دیده نشد. پادشاه و همسرش هر روز به ساحل میرفتند تا منتظر بازگشت پسرشان باشند. اما او هرگز برنگشت. پس از سالها، وقتی که پادشاه خیلی پیر شده بود, یک قایق در افق ظاهر شد. افراد زیادی روی آن بودند و برای مردم ساحلی دست تکان می دادند. وقتی پادشاه پیر قایق را کشف کرد، باور کرد که فرزندان پسر گمشده اش از دریا برگشته اند و با خوشحالی فریاد زد: «ببین، وازاها! وازاها!». وقتی قایق به ساحل رسید، رنگ پوست تازه واردها سفید بود. از آن زمان، سفیدپوستان در ماداگاسکار به نام وازاها نامگذاری شده اند.
فامادی هانا (Famadihana), مراسم بازگشت مردگان (از زبان یک راهنما)
اینکه ماداگاسکار همیشه برای سورپرایز خوب است، در اولین سفرم در سال 1995 برایم واضح بود. اما این سفر باید کمی متفاوت باشد.
با مهمانانمان در راه جنوب ماداگاسکار بودیم و در توقفگاهمان در آنتسیرابه (Antsirabe)، در 170 کیلومتری پایتخت، در یک هتل دنج مستقر شدیم. راستش میخواستیم فردا صبحش راه بیوفتیم. در طول شام، میهمانم یوزف از من پرسید که بازگشت مردگان یعنی چه؟ مدتی در مورد این سنت صحبت کردیم، اما سوالاتی برای من نیز هنوز باقی مانده بود. پس از بازگشت به هتلمان، از نگهبانی به نام ناینا پرسیدم که این جشن خاکسپاری کی، چگونه، کجا و چرا برگزار می شود؟ شاید خیلی مشتاق نبود همه چیز را با جزئیات برای من توضیح بدهد، اما در نهایت خیلی مختصر گفت: "پس فردا یک فمادی هانا (Famadihana) در روستای من برگزار می شود - اگر می خواهید بیایید، خوش آمدید."
از این فکر که از چنین جشن خانوادگی خصوصی و همچنین بازتدفین (خاکسپاری مجدد) مرده ها با یک گروه مسافرتی دیدن کنم، کمی مضطرب بودم. همان شب، با دوستانی از ماداگاسکار صحبت کردم.
تنور: اگر زیبو بخریم، مشکلی نیست. شبها افکارم حول محور مراسم پیش رو می چرخید. مطمئن نبودم که درست است که از یک فامادی هانا با مهمانان دیدن کنم یا نه. من همیشه مخالف چنین" گردشگری مبتنی بر اجساد" بودم. صبح روز بعد ناینا از من در سالن ورودی هتل پذیرایی کرد و از من پرسید که تصمیمم چیست و آیا می خواهیم در جشن شرکت کنیم یا خیر. من نگرانی هایم را به او گفتم و او به سرعت آنها را برطرف کرد و ما هم مجبور نبودیم که زبو (گاو) بخریم. در وعده صبحانه موضوع را با مهمانان در میان گذاشتم. خیلی زود مشخص شد که علاقه به این رویداد فرهنگی بسیار زیاد است. یک زبو حدود 150 یورو هزینه داشت و بنابراین ما پول جمع کردیم و از ناینا خواستیم یک حیوان مناسب بخرد - حتی اگر اجباری هم نبود، میخواستیم با یک هدیه خوب در جشن شرکت کنیم.
حوالی ظهر به سمت روستایی که قرار بود فمادی هانا برگزار شود به راه افتادیم. اما وقتی رسیدیم چیزی برای دیدن وجود نداشت. دهیار به ما سلام کرد و گفت که فمادی هانا چند روزی ادامه دارد. امروز ورود مهمانانی از سابضو.ضیر مناطق ماداگاسکار انتظار میرود و فردا برگزارخواهد شد. بعدازظهر را در روستا گذراندیم و توسط اهالی تشویق شدیم تا از نزدیک نگاه کنیم. بنابراین شیرازه گروه ما به سرعت فرو ریخت و هر مهمان در زندگی روستایی ها ادغام شدند. وقتی مهمانان ما دوربین های خود را روشن کردند تا همه چیز را مستند کنند، بازدیدکنندگان روستا (به جز خود ساکنان) نیز می خواستند از آنها عکس گرفته شود. این به یک پروژه عکاسی بزرگ تبدیل شد که بسیار هم طول کشید تا اینکه در اواخر بعد از ظهر توانستیم روستا را ترک کنیم.
صبح روز بعد به روستا برگشتیم و این بار با صدای تیز و ریز آلات موسیقی قدیمی, از ما استقبال شد. بسیاری از مردم مشغول قدم زدن در اطراف بودند. نگهبان ما ناینا پیش از ما در روستا حاضر بود و از ما استقبال کرد و به ما گفت که زیبوی ما بلافاصله تحویل داده شده است. زیبو که قبلاً ذبح شده بود را با پوس-پوس (Pousse-Pousse) آوردند و زنان روستا آن را بلافتصله با برنج در دیگ های بزرگ روی شومینه خود پختند. کوهان زبو، برای مالاگاسی ها بهترین قطعه از کل بدن حیوان، به بستگان درجه یک مردگان آن مراسم فامادی هانا داده شد.
ساعت ها با موسیقی های متنوع، غذاهای فراوان در کنار مردم جشن گرفتیم. من و مهمانان درست وسط آنها بودیم، با مالاگاسی ها جشن گرفتیم، برنج و زبو می خوردیم و اجازه داشتیم از همه چیز عکس بگیریم. در یک کاباری کوچک، رهبر روستا از مهمانان به خاطر آمدن و علاقه زیادشان و احترام به درگذشتگان تشکر کرد. اقوام، مهمانان دعوت شده و آشنایان کم کم برای مراسم فامادی هانا پول جمع آوری کردند که برای بستگان مرده بسیار هزینه بر است. برخی از خانوادهها سالها بدهکار باقی می مانند تا بتوانند مراسم فامادی هانا را برای متوفیان خود برگزار کنند. هیچ تقویم و ریتم سالانه ثابتی وجود ندارد که مراسم فامادی هانا حتما باید در آن برگزار شود، فقط حداکثر فاصله - به اعتقاد من ده سال است - باید حفظ شود. هر تعداد فمادی هانایی می تواند در این بازه زمانی برگزار شود. مراسم فامادی هانا در ارتفاعات هر هفت سال یکبار رایج است.
مراسم معمولاً زمانی برگزار می شود که بستگان به اندازه کافی پول جمع آوری کرده باشند یا رویدادهای مهمی اتفاق افتاده باشد که متوفی باید حتماً در آن شرکت کند. روستاییان معتقدند که اجداد مرده سرنوشت زندگان را در زندگی روزمره هدایت می کنند. بنابراین مراسم فامادی هانا مردگان را گرامی داشته و نوعی "ارتباط" منظم با متوفی را تضمین می کند. شب ما خاطرات زیادی از یک جشن پرشور را با خود به هتل بردیم.
روز سوم، نوبت به فمادی هانا «واقعی» بود. صبح زود به روستا رسیدیم. چند نان باگت آورده بودم چون به ندرت برای روستاییان نان می آید و باید در مهمانی استفاده شود. روستاییان امروز همه لباس های جشن خود را پوشیده بودند، لباس های رنگارنگ، جواهرات به تن داشتند و نوازندگان دوباره برگشته بودند و موسیقی پس زمینه پر سر و صدایی برای رقص ها فراهم کردند. حوالی ظهر، گروه جشن - از جمله ما در میان اقوام - به تپه ای رفتند که مقبره خانوادگی روی آن قرار داشت، یک "خانه" کوچک سفید رنگ و زیبا که از سنگ ساخته شده بود. اعضای خانواده و مهمانان، از جمله نوازندگان، از تپه تا ورودی مقبره پیاده روی کردند، آواز خواندند و رقصیدند، در حالی که صدها نفر در شیب جمع شده بودند. تمام روستا، همه همسایه ها، آشنایان و اقوام جمع شده بودند تا در فمادی هانا شرکت کنند و جشن بگیرند. خود مقبره دارای دری بود که قسمتی از آن زیر زمین بود که باید توسط مردان روستا باز می شد. یک پلکان باریک به «طبقهها» منتهی میشد، جایی که استخوانهای متوفی در آنجا گذاشته میشد.
قبل از اینکه مراسم مردگان انجام شود، رئیس دهکده کاباری دیگری برگزار کرد و این بار جزئیات بیشتری نسبت به دیروز داشت. او مجدداً از حضور مهمانان بسیار تشکر کرد و توضیح داد که: فمادی هانای واقعی، یعنی تدفین مجدد مردگان، اکنون آغاز خواهد شد. وی از تکریم و احترام درگذشتگان سخن گفت و پیشاپیش از برهم خوردن آرامش ناشی از باز کردن مقبره خانوادگی و خود جشن برای نیاکان عذرخواهی کرد. در طول کاباری، زیر اندازهایی از جنس الیاف درختان ارائه شد که بقایای فانی بعداً به آن منتقل میشدند. پس از این سخنرانی، اجساد مردگان را که در پارچه ها و حصیرهای گیاهی پیچیده شده بودند، از قبر بیرون آوردند. هفت نفر از اعضای خانواده در داخل بودند و همه برای شرکت در جشن بیرون آورده شدند. از روی برخی از اجساد هنوز میشد حدس زد که آنها مدت زیادی نبود که مرده اند، برخی فقط حاوی زیراندازهای حصیری شل و سستی بودند. با کمال احترام و وقار یکی یکی از قبر بیرون آورده شدند. پس از آن، خانواده و مهمانان هفت بار دور قبر قدم زدند، رقصیدند و آواز خواندند و اجساد متوفی را روی دستان خود حمل کردند.
وقتی چند بار بهمراه جسد دور قبر راه رفتیم، متوفی را در کنار هم روی حصیرهایی روی زمین گذاشتند. استخوانها با حصیرهایی که توسط برخی از بستگان حمل میشد، در پارچههای تازه پیچیده شدند. نزدیک در ورودیو اطراف زیرانداز حصیری، اقوام، دوستان و همه کسانی که به جشنواره آمده بودند ایستاده بودند. سپس رئیس روستا به پای اجداد ایستاد و روی آنها نوشیدنی پاشید. گفت هرکدام باید چیزی دریافت کنند و بتوانند در جشن ما شرکت کنند. به دنبال آن یک کاباری طولانی آغاز شد. رئیس دهکده گفت که متوفیان چه کسانی هستند، چه کرده اند و به چه چیزهایی در زندگی خود معروف بوده اند. سپس درباره «حرفهای کوچک - “Small Talk”» سالهای اخیر به مردگان گفت: کجا یک بچه به دنیا آمد، پدر و مادرش چه کسانی بودند، آیا کسی ازدواج کرده بود یا چه اتفاقات مهم دیگری افتاده است و ...
پس از این بخش بسیار طولانی از جشن، متوفیان به زیراندازهای حصیری جدید که مخصوص این کار ساخته شده بودند، منتقل شدند. یک بار دیگر چرخیدن به دور آرامگاه به صورت دستهجمعی برپا شد و دوباره رقص و آواز خواندند و خانواده استخوانها را بالای سر خود میبردند. در پایان فمادی هانا، مردگان به آخرین استراحتگاه خود بازگشتند و مردان روستا مقبره را بستند.
بدین ترتیب فمادی هانا به پایان رسید. همه با هم به روستا برگشتیم، مهمانان - از جمله ما - با صدای بلند خداحافظی کردند و مردم دوباره به خانه رفتند. همه ما از اینکه اجازه شرکت در این مراسم بزرگ را گرفتیم و به عنوان اعضای خانواده مورد استقبال اهالی روستا قرار گرفتیم، بسیار احساس افتخار داشته و متاثر شدیم. با این وجود، من بر این عقیده هستم که چنین مراسم خصوصی - با وجود بازدیدکنندگان زیادش و ماهیت و شخصیت جشنواره مانندش - نباید به یک "آهنربای توریستی" تبدیل شود، بلکه باید برای اعضای خانواده و دوستان محفوظ بماند. این اتفاق خوبی بود که یک بار اجازه شرکت در آن را پیدا کردیم.
سال بعد دوباره به همراه مهمانان دیگری از روستا بازدید کردم تا 400 عکس گرفته شده از فامدی هانا و بسیاری از روستاییان را همراه بیاورم و تحویل اهالی بدهم و دوباره از آنها تشکر کنم. از آنجایی که مردها در مزرعه کار می کردند، همسر رئیس دهکده همه عکس های ما را جمع آوری کرد و بعد بین بقیه اهالی پخش کرد. شادی در مورد هدیه ما بسیار زیاد بود و من خوشحال بودم که حداقل می توانیم چیزی را پس بدهم.
متاسفانه این مراسم ها در برنامه سفر ما جایی ندارند و فقط برای اطلاعات بیشتر بهتون توضیح دادیم.
مشاهده بیشتر -
روزبکوپکا , موروندآوا
بعد از از اینکه صبحانه را میل کردید با هم دوباره به سمت موروندآوا (Morondava) برمی گردیم و طبیعتا دوباره با قایقهای بومی از رودخانه های مانامبولو (Manambolo)و تیسیریبیهینا (Tsiribihina) عبور می کنیم. گاهی اوقات ممکن است این پروسه رد شدن از رودخانه بعلت تردد خود بومیان و وسایل حمل بار و کند بودن خود قایق و فرآیند بارگیری کمی طول بکشد. درست قبل از رسیدن به شهر موروندآوا، از گذرگاه و خیابان معروف بائوباب ها (Allée des Baobabs - Baobab Avenue) معروف مجددا عبور خواهیم کرد.
تمام سعی ما حضور در زمان مناسب و غروب خورشید است و امیدواریم که فرآیند عبور از رودخانه ها این را برای ما فراهم سازد. در لحظاتی به این گذرگاه زیبا خواهیم رسید که خورشید در حال غروب نور نسبتا شدیدی دارد و تنههای صاف و قامت کشیده بائوباب ها پرتوهای نارنجی خورشید را منعکس میکنند. تصاویر عالی در پرسپکتیوی جادوئی زیر سایه بائوباب ها این پادشاهان ایستاده جزیره سرخ. دوربین های خود را در بهترین حالت به همراه داشته باشید. باطری ها پر شارژ و لنزها تنظیم و پاک شده.
در ادامه به سمت هتل خود در کنار ساحل دریا حرکت کرده و به محض رسیدن اتاق های خود را تحویل میگیریم و استراحت خواهیم کرد.
مسافت کل امروز: حدود 210 کیلومتر – مدت زمان پیمایش مسیر بهمراه گشت و گذارها حدود 10 ساعت
مشاهده بیشتر -
روزموروندآوا – آنتاناناریوو – آنداسیبه
قسمت اول:
بعد از صرف صبحانه در هتل و تحویل اتاق ها به سمت فرودگاه موروندآوا (Morondava Airport) برای پرواز به آنتاناناریوو حرکت میکنیم. طبق برنامه پرواز، ممکن است ناهار را در اینجا (موروندآوا) یا در تانا میل کنید. به محض رسیدن به پایتخت اگر زمان کافی داشته باشیم، یک توقف سریع در بازار صنایع دستی انجام می دهیم.
مسافت تا فرودگاه: 7 کیلومتر – 20 دقیقه
مدت زمان پرواز: 01:00 ساعت
قسمت دوم:
زمان نهار بستگی به پرواز شما دارد که ممکن است در موروندآوا باشد یا در تانا. با توجه به ساعت رسیدن شما اگر زمان بندی مناسب باشد, به بازار صنایع دستی سری خواهیم زد تا صنایع دستی از قبیل سبد ها، انواع جعبه ها, منبت کاری و کنده کاری های روی چوب، اسباب بازی های فلزی، ماشین های مینیاتوری و برخی سنگ های نیمه قیمتی را پیدا کنیم. توصیه میکنیم حتما از این محصولات بومی خریداری کنید. سپس به سمت غرب و جنگل های بارانی آن و آنداسیبه (Andasibe) حرکت میکنیم حرکت میکنیم. و به محض رسیدن اتاق ها را تحویل گرفته و استراحت میکنیم.
توجه: برنامه این روز ممکن است بسته به برنامه پرواز داخلی تغییر کند.
مسافت از فرودگاه ایواتو آنتاناناریوو تا دورترین اقامتگاه در آنداسیبه: 160 کیلومتر – 03:50
مشاهده بیشتر -
روزپارک ملی آنداسیبه - مانتادیا یا پِرینت
بعد از صرف صبحانه برای کشف این منطقه حفاظت شده با یک راهنمای محلی وارد جنگل پارک ملی آنداسیبه - مانتادیا یا پِرینت (ANDASIBE-MANTADIA NATIONAL PARK or PÉRINET) می شویم.
این منطقه عمدتاً پوشیده از جنگل های بارانی است که مخصوص بخش شرقی ماداگاسکار است. این پارک زیستگاهی برای گونههای کمیاب و یا بومی جنگلهای بارانی فراهم میکند. یک تنوع زیستی قابلتوجه. در اینجا ما با بزرگترین لمور (Lemur) جزیره, ایندری ایندری (Indri Indri) آشنا می شویم که رفتار گروهی خانوادگی اش بسیار جذاب است. راهنمای ما در مورد خلق و خوی آنها به شما اطلاع جالبی خواهد داد.
لمور آی آی (Aye-Aye) یا (Daubentonia Madagascariensis) یک لمور شب زی بومی است که عجیبترین و قدیمیترین گونه از همه گونهها است.گونه های دیگری که در جنگل زندگی می کنند عبارتند از: لمور بامبوی کوچک شرقی (Hapalemur Griseus or Eastern lesser bamboo lemur)، لمور پشمالوی شرقی (Woolly Indri or Avahi Laniger). در اینجا همچنین تنوع گیاهای بسیار جالب و گیاهان دارویی زیادی وجود دارد.
در طول تور ناهار را در رستوران می خوریم و به جاده راوینالاها همان نخل مسافر زیبا (The Ravinala (Traveler's palm) road) برمی گردیم تا به ساحل شرقی و شهر تاماتاو یا تواماسینا (TAMATAVE or TOAMASINA) برسیم. به محض رسیدن اتاقها را تحویل گرفته و استراحت میکنیم.
مسافت از پارک ملی تا دورترین اقامتگاه در تاماتاو: 230 کیلومتر –حدود 6 ساعت
مشاهده بیشتر -
روزتاماتاو یا تواماسینا – ماهامبو – جزیره سنت ماری یا نوسی بوراها
قسمت اول:
بعد از صرف صبحانه در هتل و تحویل اتاق ها به سمت شمال رانندگی کرده و از روستای ساحلی فولوپونت یا ماهاوِلونا (Foulpointe or Mahavelona) به سمت ماهامبو (Mahambo) ساحلی حرکت میکنیم و از آنجا با قایق تندرو به جزیره بهشتی سنت ماری یا نوسی بوراها (Sainte Marie Or Nosy Boraha) می رویم. قایق ما بزرگ، سریع و ایمن است.
قسمت دوم:
پرسنل هتل برای ترانسفر در بندر آمبودیفوتاترا (Ambodifotatra) منتظر ما هستند. ما در یکی از آن بهشت های کوچکی خواهیم بود که اقیانوس هند می تواند وعده دهد. سنت ماری این جزیره کوچک مکانی آرام و ساکت، با ماسه های سفید طبیعی و نخل های نارگیل است. بعد از سوار شدن بر ماشین به سمت هتل ها که به ما خیلی نزدیک هستند حرکت میکنیم. قراره چند روز در این جزیره زیبا استراحت کنیم و از آب و هوای آن لذت ببریم.
مسافت از اقامتگاه در تاماتاو تا محل سوار شدن به قایق تندرو در ماهامبو: 90 کیلومتر – 3 ساعت
مدت زمان قایق سواری به سمت جزیره سنت ماری یا نوسی بوراها: حدود 3 ساعت
مشاهده بیشتر -
روز
استراحت و آرامش در جزیره سنت ماری و در قلب اقیانوس هند
مشاهده بیشتر -
روز
استراحت و آرامش در جزیره سنت ماری و در قلب اقیانوس هند
روزهای فراغت در جزیره سنت ماری
در این دو روز شما در انتخاب فعالیت و نوع تفریح خود آزاد هستید، بهترین راه برای گشت و گذار در اطراف دوچرخه یا موتور است. برای رفتن به ساحل شرقی و یا بازدید از قبرستان دزدان دریایی سنت پییِر (Pirate Cemetery of Saint-Pierre) یا صرفا دوچرخه سواری در امتداد ساحل و روستاها می توانید یک دوچرخه کوهستان کرایه کنید.
میتوانید به جزیره نات (Ile aux Nattes) در جنوب سنت ماری بروید، سپس با قایق (Canoe) از تالاب عبور کنید و به سمت دیگر آن بروید، از طرفی تور جزیره با پای پیاده در امتداد ساحل بسیار دلربا است.
چرا توصیه میکنیم که به قبرستان دزدان دریایی سنت پییِر (Pirate Cemetery of Saint-Pierre) سر بزنید؟
در جزیره کوچک سنت ماری، که چهار مایل دورتر از سواحل شرقی ماداگاسکار واقع شده، استخوانهای دزدان دریایی که در قرنهای 17 و 18 بر دریاها ترس و وحشت میگستراندند، قرار دارد.
به مدت حدود 100 سال، سنت ماری خانه حدود 1000 دزد دریایی بود.
نقشهای که به تازگی از سال 1733 کشف شده، به سادگی به آن به عنوان "جزیره دزدان دریایی" اشاره میکند.
این جزیره گرمسیری زیبا که در نزدیکی مسیر تجاری هند شرقی واقع شده، دارای خلیجها و ورودیهای متعدد بود که آن را به مکان مناسبی برای پنهان کردن کشتیها تبدیل میکرد. دزدان دریایی از سرتاسر جهان در کلبههای چوبی زندگی میکردند که با پرچمهایی تزئین شده بودند که نشان میداد کدام "خدمه" متعلق به کدام کاپیتان هستند. این یک بهشت دزدان دریایی بود. زنان محلی برای برآورده کردن تمایلات جنسیشان وجود داشتند و میوههای گرمسیری فراوانی برای سیر کردن گرسنگیشان.
وقتی یکی از دزدان دریایی میمرد، او را در قبرستانی زیبا و سایهداری از نخلها که مشرف به آب بود، دفن میکردند. امروزه 30 سنگ قبر باقی مانده است که شامل چند سنگ قبر با طراحی جمجمه و یا استخوانهای متقاطع، نماد بینالمللی دزدی دریایی، میباشد. افسانهها میگویند که کاپیتان ویلیام کید بدنام اسکاتلندی (Captain William kidd) در یک آرامگاه بزرگ سیاه در قبرستان دفن شده است، در حالی که به عنوان مجازات برای اعمال ناپسندش به صورت نشسته دفن شده است.
در واقع، او در انگلستان دفن شده، اما کشتی افسانهایاش، آدونچر گالی (Adventure Galley) (که در سال 2000 دوباره کشف شد)، در نزدیکی جزیره لنگر انداخته بود و گفته میشود که غنائم او در جایی در دریاهای اطراف دفن شده است. در واقع، چشمانداز گنجهای کشف نشده، از حداقل شش کشتی غرق شده مستند در سواحل، همچنان کاوشگران ماجراجو را تا به امروز جذب میکند
دزدان دریایی تا اواخر دهه 1700 از ایل سنت ماری خارج شدند، زمانی که فرانسویها به زور جزیره را تصرف کردند. این جزیره در سال 1960 به ماداگاسکار بازگردانده شد. امروزه، سنت ماری یک مقصد گردشگری پررونق است. قبرستان در حال فروپاشی، که قبرهایش نیمهپوشیده با علفهای بلند و نوساندار است، برای عموم باز است. این مکان به طرز عجیبی آرام و ساکت است، پر از استخوانهای مردان خشن و بیقرار.
ما از طرفی امکان گردش و دریانوردی ، غواصی (Diving) و غواصی سطحی (Snorkelling) به سمت صخره های مرجانی در این آب شفاف را دارید.
گزینه نهایی ولو شدن در کنار ساحل و اقامتگاه است ... گزینه ایی که شاید حسن ختام خوبی برای این تور باشد. ولی مگر میشود به جزیه سنت ماری آمد و نهنگ های کوژپشت را فراموش کرد. باید با راهنمای خود درباره فصل مهاجرت این موجودات دوست داشتنی و تور بازدید از آنها مشورت کنید. و قطعا نباید آن را از دست داد. فرصتی استثنائی که در دنیا شاید برای هر کسی اتفاق نیوفتد.
تماشای نهنگ در سواحل ماداگاسکار و سنت ماری, فرصتی کمتر دست یافتنی
در اواسط زمستان جنوبی، از اواخر ژوئن تا اوایل سپتامبر، یکی از جذاب ترین مناظر طبیعی در جهان در سواحل اقیانوس هند و در نتیجه در سواحل ماداگاسکار و البته نوسی بوراها یا همان جزیره سنت ماری (Sainte Marie or Nosy Boraha) روی می دهد. گروههای بزرگی از نهنگهای گوژپشت غول پیکر هر ساله به مناطق گرمسیری (آبهای گرم) مهاجرت میکنند تا بچههای خود را به دنیا بیاورند.
این غول های اقیانوس بیشتر سال را در آب های سرد ومنجمد قطب جنوب می گذرانند.
این دریاهای سرد همچنین خانه کریل قطب جنوب (نوعی آبزی سخت پوست شبیه به میگو) است که غذای اصلی پستانداران بزرگ دریایی از جمله این هیولای مهربان است. این غولهای صلح جو فقط برای جفت شدن و در کنار آن زایمان فرزندانشان به داخل آبهای حفاظتشده اقیانوس هند سر میزنند. در طول این ماه ها، نهنگ ها غذای بیشتری دریافت نکرده و با ذخایر چربی خود زندگی می کنند.
اگرچه مهاجرت سالانه هر بار برای این حیوانات بزرگ یک چالش است، اما لازم است, زیرا فرزندان نهنگ بلافاصله پس از تولد در آبهای سرد قطب جنوب تسلیم شوک سرما میشوند.
نهنگهایی که تا ۱۵ متر طول و ۴۵ تن وزن دارند، در مراقبت از بچههای خود بسیار محتاط هستند. بنابراین، نهنگ های مادر در اولین مهاجرت خود به طور پیوسته در مجاورت فرزندان تازه متولد شده خود شنا می کنند.
به نهنگهای گوژپشت و فرزندانشان نزدیک شوید
در امتداد سواحل ماداگاسکار میتوانید این حیوانات باورنکردنی را در حال عبور ببینید و حتی نسبتاً به آنها نزدیک شوید، زیرا نهنگهای گوژپشت بسیار آرام هستند. از آنجایی که نباید مزاحم حیوانات شوید، در هر صورت باید با یک راهنمای با تجربه مشورت کنید که بتواند به خوبی ارزیابی کند که چه فاصله ای برای احترام به حیوانات مناسب است.
مراکز و مدارس غواصی عمدتاً مجهز به قایق های ایمن و موتوردار هستند و چنین تورهایی را ارائه می دهند.خوشبختانه این نهنگ ها در فصل مناسب در تمام مناطق ساحلی یافت می شوند، یعنی هم در ساحل شرقی و هم در ساحل غربی ماداگاسکار، می توان روزانه آنها را مشاهده کرد. ایفاتی، خلیج سنت آگوستین (Baie de Saint-Augustin) در جنوب ماداگاسکار از محبوبیت خاصی در این زمینه برخوردار هستند.
همچنین میتوان از سواحل جزیره نوسی بی و جزیره نوسی بوراها یا همان سنت ماری(Nosy Boraha-Sainte Marie) این نهنگ های کوژپشت و سایر پستانداران دریایی مانند دلفین و کوسه نهنگی بی آزار و منحصربفرد را هم مشاهده کرد که در تور شمال و جنوب و غرب به شرق ماداگاسکار لاچین سیر میتوانید فرصت مناسب برای دیدن همه آنها را بدست بیاورید. بله ماداگاسکار میزبان غولهای دریایی است که یکجا جمع شده اند.
مشاهده بیشتر -
روزجزیره سنت ماری یا نوسی بوراها - آنتاناناریوو - بازگشت به تهران – پیوستن به سایر تورهای آفریقایی (تورهای الحاقی)
پس از صرف صبحانه برای پرواز به آنتاناناریوو به سمت فرودگاه سنت ماری حرکت می کنیم. این سفر با کمیت و کیفیتی غیر متعارف شاید توشه ایی جدا از سوغاتی و خاطره برای همه ما به همراه داشته باشد. همزیستی غنی ولی فقیرانه بشر با این اقلیم طبیعی و انسانی قطعاّ حدومرز های تفکرات ما را جابجا کرده است. شاید این سفر همانند سفر رضا پاکروان به ماداگاسکار نقطه عطفی در زندگی تک تک ما باشد. نقطه عطفی که بتواند ما را مجاب به ترک روزمرگی های دنیای مدرنتیه و طی کردن عرض و طول کره زمین, آرزوها, ترس ها و... نماید.
اجازه دهید در پایان به قطعه ایی از کتاب رضا به نام "از کاپ تا کیپ" اشاره کنیم.
ماداگاسکار به رویاهای من رخنه کرد.
وقتی از خواب بیدار میشدم، در آن لحظات تار و نامشخص پیش از بیداری و برقراری واقعیت، به نظرم میرسید که هنوز آنجا هستم و الان صدای آوازهای دسته جمعی صبحگاهی بچهها بلند میشود. بعد از اینکه ذهنم باز میشد متوجه میشدم روزی در پیش دارم که به جای درسهای زبان مالاگاشی و خوابیدن روی زمین، تشکیل شده از صفحه گسترده و قرارهای شغلی، دلم میخواست دوباره میخوابیدم تا یک بار دیگر آن لحظه را تجربه میکردم»
این چند خط را از صفحه ۲۶ کتاب از «کاپ تا کیپ» اثر رضا پاکروان انتخاب کردیم و بخش شرح روزهایی است که او از طریق یک موسسه خیریه سفری به ماداگاسکار داشته است. بعد از آن سفر پاکروان بیشتر دلباخته سفر و رفتن و کمک به دیگران میشود تا آن جا که تصمیم میگیرد همراه دوستی به نام استیو در یک حرکت شگفتانگیز از نورکاپ نروژ در اروپا تا کیپ تاوان در آفریقای جنوبی را با دوچرخه رکاب بزند. مسافتی که آنها باید رکاب میزدند ۱۷ هزار و ۷۰۰ کیلومتر بود. یعنی عرض کره زمین.
راهنما در سالن فرودگاه پایتخت منتظر ماست و بسته به پرواز بازگشت ما میتوانیم ناهار را در رستورانی میل کرده و مجددا به فرودگاه بازگردیم. از اینکه در این تور همراه ما بودید بسیار خرسندیم. در پایان لطفا برای ما بنویسید و بگوئید آنچه که پسندید و آنچه که آزرده خاطرتان کرد. چه میتوانستیم انجام دهیم و چه چیز را پیشنهاد نمیدهید. در پپرواز برگشت سعی کنید بهمراه راهنما و سایر اعضای گروه به پای کانترها بروید و ساعتهای حضور پای گیت و کانتر را جدی بگیرید.
توجه: برنامه این روز ممکن است بسته به برنامه پرواز خارجی تغییر کند.
تورهای الحاقی (Extension Tour):
شما میتوانید این تور را به سایر تورهای موجود لاچین سیر پیوست دهید و به سایر تورهای بلند مدت یا تورهای الحاقی (Extension Tours) کوتاه ما در آفریقا مانند تور ماجراجویی رودخانه نیل, اکتشاف یا نخستی ها در اوگاندا, تور کنیا, تور تانزانیا, تور جزیره زنزیبار, تور ماداگاسکار, تور موزامبیک, تور اتیوپی, تور زیمبابوه, تور زامبیا, تور بوتسوانا, تور جزیره سیشل, تور جزیره موریس و یا سایر تورهای پیشنهادی ما بپیوندید و به سفر خود غنای بیشتری دهید. مزیت این ادغام استفاده بهینه از پرواز به این قاره و این منطقه و صرفه جویی در هزینه های پروازی و ویزا و بیمه و کلی از هزینه های جانبی تور از قبیل راهنمای فارسی زبان و ... میباشد پس قطعا نرخ پکیج دوم الحاقی (Extension Tour) هم کاهش نسبی خواهد داشت.
توجه: برنامه ممکن است بسته به برنامه پرواز تغییر کند.
مسافت اقامتگاه تا فرودگاه در جزیره سنت ماری : 3.5 کیلومتر – 10 دقیقه
مدت پرواز: 1 ساعت
مشاهده بیشتر
پکیج شامل موارد زیر میباشد:
• بلیط پرواز رفت و برگشت بین المللی با خطوط هوائی ترکیش یا امارات
• بلیط پرواز داخلی رفت و برگشت از آنتاناناریوو (Antananarivo) به شهر موروندآوا (Morondava) و بلیط پرواز داخلی از جزیره سنت مااری (Sainte Marie) به آنتاناناریوو (Antananarivo)
• کلیه ترانسفرهای فرودگاهی رفت و برگشت در آنتاناناریوو و موروندآوا (Morondava) و جزیره سنت ماری (Sainte Marie)(برای مسافرینی که از ایران گروه را همراهی میکنند)
• 1 شب اقامت در اقامتگاه GASSY COUNTRY LODGE یا RELAIS DES PLATEAUX
• 2 شب اقامت در اقامتگاه BAOBAB CAFÉ یا PALISSANDRE COTE OUEST
• 3 شب اقامت در GRAND HOTEL DES TSINGY یا SOLEIL DES TSINGY
• 1 شب اقامت در FEON’NY ALA HOTEL یا VAKONA FOREST LODGE
• 1 شب اقامت در JOFFRE HOTEL یا CALYPSO HOTEL
• 3 شب اقامت در MANINGORY HOTEL یا SOAAMBO HOTEL
• کلیه وعده های غذایی همانطور که در برنامه ذکر شده است
• کلیه هزینه های ورودی در پارک های ملی و سایت های ذکر شده در برنامه سفر بغیر از تورهای اختیاری
• راننده-راهنمای انگلیسی زبان بومی با مجوز قانونی در طول سفر
• تورلیدر فارسی زبان از تهران تا تهران
• راهنمای محلی در کلیه پارک های ملی و سایت ها
• وسیله نقلیه 4WD (از 2 تا 4 نفر) یا مینی ون (از 5 تا 6 نفر) به تعداد مسافر در غرب و شرق ماداگاسکار
• وسیله نقلیه 4WD (از 2 تا 4 نفر) یا مینی ون (از 5 تا 6 نفر) به تعداد مسافر در آنتاناناریوو
• بلیط قایق از ماهامبو (Mahambo) به سمت جزیره سنت ماری (Sainte Marie)
• هزینه ویزا یکبار ورود هر نفر 10 یورو
• خدمات اخذ ویزای توریستی ماداگاسکار
• بیمه مسافرتی عادی تا سقف 50 هزار یورو با پوشش کرونا (به مسافرین مقیم خارج از کشور توصیه میشود که بیمه مسافرتی معتبر کشور مقیم خود را جداگانه تهیه نمایند.)
• پشتیبانی 24 ساعته
اطلاعات مهم
• امکان تقسیم گروه به دو گروه هتلهای Standard و Superior وجود ندارد و کل گروه باید در یکی از این گروهها مستقر شوند.
• نرخ ها توسط تامین کنندگان و شرکای تجاری لاچین سیر در آفریقا و شرکت های پرواز خصوصی (ایرلاین های محلی) قابل تغییر است.
• نرخ تور بر اساس گروه 10 نفره (بزرگسال) می باشد.
• نرخ نهایی بر اساس تعداد مسافر ثبت نام کرده نهایی محاسبه میشود که ممکن است شامل افزایش نرخ یا کاهش نرخ شود.
• اقامت بر اساس اتاق استاندارد (حداکثر 2 بزرگسال اشتراکی) – اتاق 3 نفره باید چک شود.
• بسته به در دسترس بودن و جا دادن اقامتگاه در زمان ثبت نام، ممکن است اقامت در اقامتگاهی با استاندارد مشابه ارائه شود.
• نرخ پرواز بر اساس نرخ روز پروازهای برنامه ریزی شده میباشد و قیمت قطعی آن بعد از تاریخ صدور کلیه مجوزها و ویزاها و از روی سیستم مشخص میشود.
• بسته به زمان برنامه سافاری تور و نقل و انتقالات، ممکن است وعده غذایی توسط اقامتگاه به صورت بسته بندی شده ارائه شود.
• به استثنای اشتباهات و حذفیات
با خود چه ببریم؟
• برای پیاده روی ها در طبیعت و سافاری ها
o یک کوله پشتی کوچک و سبک وزن با کاربری روزانه
o کفش یا پوتین طبیعت گردی یا کوهنوردی سبک و ضد آب
o جوراب مخصوص پیاده روی
o دستکش های برزنتی یا چرمی (در صورت نیاز به محافظت از دستان خود در برابر پوشش گیاهی «تیغ دار و گزنده»)
o شلوار ضد آب
o ژاکت یا پانچوی ضد آب، کلاه دار (یا کلاه ضد آب)
o شلوار کوهنوردی سبک و سریع خشک شونده
o پیراهن یا تی شرت آستین کوتاه
o قمقمه آب یا فلاکس
o دوربین یا دوربین فیلمبرداری با تنظیمات سرعت بالا (یا حداقل سرعت فیلم 800 ASA—عکاسی با فلاش در هنگام ردیابی مجاز نیست)
o کلاه و کلاه لبه دار و عینک آفتابی
o چراغ جلو (Headlamp) و باتری یدکی
o شنل بارانی
o باتوم و عصای راه پیمائی
• ملزومات عمومی
o پیراهن آستین بلند و شلوار بلند
o پیراهن آستین کوتاه، تی شرت و شورت ها
o یک جلیقه بادگیر یا پشمی یا ژاکت سافاری
o ساعت زنگ دار سفری
o یک سویشرت یا ژاکت برای عصرهای سرد و صبح زود
o ضد آفتاب و مراقبت بعد از آفتاب
o دافع حشرات (فرمول گرمسیری توصیه می شود)
o شارژر همراه و کابل شارژر (متناسب با ولتاژ مقصد)
o مایو و لوازم شنا
- کفش مخصوص راه پیمایی
- کفش کوه
- کلاه
- عینک شنا
- لباس شنا
- کرم ضد آفتاب
- دمپایی
- لوازم شخصی حمام
- بارونی
- لباس گرم
- مدارک شناسایی
- عینک آفتابی